X
تبلیغات
به قول مارتین لوترکینگ:رویایی در سر دارم

به قول مارتین لوترکینگ:رویایی در سر دارم

بنام یزدان پاک

 

این روز ها بازار روز زن، روز مادر، روز همسر، روز دوست یا روز دختر، داغ است.و هنوز تو هفته

 مادر هستیم و همه از لزوم توجه به زنان و مادران و همسران و دوستان دخترشان صحبت می کنند.

  گل فروشی ها هم شلوغ است و نشان از توجه ویژه مردها به خانم ها دارد.

  شاید بد نباشد امسال در کنار همه احترامی که برای نیم دیگر جامعه قائل هستیم،

 اندکی هم در جهت رعایت حقوق آنها تلاش کنیم؟

 از شعار رعایت حقوق زنان تا عمل به این شعار، راه زیادی است.

 راه های بهتر و موثرتر و در عین حال اساسی تری برای رعایت حقوق زنان وجود دارد که خیلی ها به

 خاطر سادگی آنها، از آنها غافلند. چند پیشنهاد کوچک در این زمینه می توان داد که در زیر می نویسم.

 

 1. توجه به کودکان

 کودکان به عنوان نسل آینده، اگر در مورد احترام درست به خودشان و سپس مادر، خواهر و

دوستانشان مورد آموزش خوبی قرار بگیرند، بعد از گذشت ۱۰ سال، شاهد بالا رفتن درصد

رعایت حقوق زنان در جامعه خواهیم بود.

 مادر، ماشین لباسشویی و آشپز نیست؛ خواهر، کلفت و نوکر نیست؛

همسر، طرف دعوای تخلیه ناراحتی های روزمره نیست.

 یک پدر خوب علاقمند به حفظ حقوق زنان، می تواند از اول به فرزندان پسر خود بیاموزد

که مادر یا خواهرشان در نقش کاملا مساوی و حتی برتر قرار دارد تا در بزرگسالی، این پسر

آموزش های یاد گرفته را عملی پس بدهد.

 می توان به درس های دوران دبستان، مطالبی درباره نقش مادر و خواهر اضافه کرد.

 می توان کمپینی برای آموزش درست رفتار کردن در منزل برای الگو سازی راه انداخت و

انجمن اولیا و مربیان هر مدرسه می تواند از والدین مذکری که بیشتر این موارد را در خانه

رعایت می کنند، تقدیر کند.

اینها گام های کوچک ولی موثری برای آموزش نسل بعدی است.

 

 2. رسانه‌ها را اصلاح کنیم

در هر خانه ای تلویزیون وجود دارد. این یعنی هم کودکان و هم بزرگسالان مشتری این رسانه

هستند.

رسانه های مکتوب و آنلاین هم حجم زیادی از مخاطب را به خود اختصاص می دهند.

آگهی ها و برنامه های رسانه های دیداری و شنیداری گاهی اوقات انسان را

به گریه می اندازد.

تبلیغ ماشین لباس شویی حائر یادم نمی رود که تصویر زنی نشان داده می شد

که در حال شستن لباس بود و صدایی می گفت: می شوره، آب می کشه، خشک می کنه و

 بعد از چند بار تکرار، ماشین لباسشویی نشان داده می شد

 که جای این کارکرد زن را گرفته بود!

 در رسانه های مکتوب نیز همیشه زنان در حال جارو کرن، غذا پختن و …

نشان داده می شوند و مردان در حال مدیریت و کارهای مهم تر. این گونه تبلیغات ذائقه مردم

 را شکل می دهد.

 در این زمینه می توان یک کمیسیون مستقل برای نظارت بر رسانه ها تاسیس کرد

و این طور آگهی ها را مورد جریمه قرار داد.

هم رسانه و هم شرکت آگهی دهنده باید در مورد این آگهی ها پاسخگو باشند!

 

3.  رفتارهای موردی

 احترام موردی به خانم ها، کم کم باعث ایجاد الگوهای غیر قابل شکستن می شود.

چرا موقعی که با رانندگان زن مواجه می شویم، برای اذیت کردن آنها اقدام می کنیم؟

 چرا در خیلی از صف ها، نوبت خانم ها را با این استدلال که کاری ندارند و وقت زیاد دارند،

 نقض می کنیم؟

چرا باید زنان ایرانی، از نحوه نشستن آقایان در تاکسی و وسایل نقلیه دیگر عمومی شاکی

باشند؟

به جای هدیه دادن و گل خریدن و هدیه های گران قیمت، کنار گذاشتن یکی از این رفتارها،

شاید هدیه  بزرگتری باشد.

 

از مطالبی که نوشتم قصد خاصی نداشتم و ندارم. نیازی به این نیست که ارادت خودم به

شخص یا اشخاصی را با مطلب نوشتن ثابت کنم.

به نظر من رعایت حقوق بشر، از کارهای کوچکی شروع می شود که هر کس می تواند انجام

 دهد.

بعضی سخت هستند و بعضی راحت.

پاینده باشید

 

نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 13 توسط نسیم|

پاک ترین و خالصانه ترین درودها بر دهه شصتی ها

 

من هم دهه پنجاهی هستم.

 

نسلی که به خاطر به وجود امدن انقلاب..جبهه..جنگ و بمباران انچنان نا خواسته و

 

بی رحمانه خرد شد که حتی مجالی برای تثبیت موجودیتش نداشت چه رسد به

 

ارمانهایش.

 

انچنان نشعه رویا و مست از دریغ شدیم که نفهمیدیم به سمت عقب قدم میزنیم

 

و گاه چقدر مسرور میشدیم از خرامان قدمهای ساختگیمان.

 

هیجان جوانیمان مبدل شد به تفسیر بقا و تقدیرمان تسلیم به تباهی..امیدهای

 

نا امیدمان ملبس شد به خاکستری و دورنمای زندگیمان به سیاهی.

 

ای کاش  جسارت تیزی به دستهای دهه بیستی  را داشتیم

 

ای کاش همانند دهه سی چهلیها شجاعت روبرو شدن با باورمان را داشتیم

 

ای کاش حتی شهامت دهه شصتی ها را داشتیم.

 

اما سر افکنده ام بگویم ما وا مانده ایم از خود.انگار که در پایان و اغاز یک

 

برهه از تاریخ گم شدیم و هیچ ردی از ما نیست.

 

اما با غرور می گویم شاید بهترین راه برای ما همراه شدن با شما دهه

 

شصتی هاست.شما عزیزان که فارغ از هر برتری و کمتری رد پایی به

 

یاد ماندنی از خود بر جا می گذارید.

 

همیشه سر بلند و شایسته باد ایران.......

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت 0 توسط نسیم|

درسی برای دامبول السلطنه

 

مگر میشود هنرمندان نازک خیال و شور افرین عشق را نشناسند.

 

بارها به باربد پیشنهاد شد در قبال کرور کرور زر سرخ جنگها را به رشته

 

کلام بکشد اما او نپذیرفت.

 

وقتی که خسرو پرویز ایران زمانش را به محدوده زمان هخامنشیان

 

رساند برخی از هنرمندان برای این واقعه ترانه و اهنگ ساختند اما

 

باربد چنین نکرد.

 

هنگامی که اطرافیان خسرو به سر کردگی پسرش بر علیه او قیام

 

کردند و ابتدا دیگر پسر خسرو را در مقابل دیدگانش سر بریدند و بعد

 

خود شاه ساسانی را به قتل رساندند  باز هم باربد خاموش ماند.

 

عشق به او اجازه نمی داد به هیچ مقوله دیگری توجه کند.

 

او میگفت: تا عشق هست نباید از مرگ و نیستی سخن گفت.

 

اما باربد ناچار شد به غیر از عشق از عبرت زمانه هم سخن براند

 

زمانه هر دم دگرگون شونده.

 

باربد و یارانش شیوه یی خاص برای زندگی در پیش گرفتند و هنوز

 

هستند کسانی که می کوشند چون او باشند و چون او زندگی کنند.

 

نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 11 توسط نسیم|

به نام ایزد پاک

 

نمی دونم چطور بگم.

 

من عاشق مردمم هستم.من عاشق ایرانم.

 

به نظرم این تکه از کره خاکی باهمه جای اون فرق داره

 

خوبی هاش خیلی بزرگتر از جاهای دیگه ست وبدی هاش هم....

 

مردمش با همه جا فرق دارن یکروز از جونشون واسه میهن وهم میهنان شون

 

می گذرن و فرداش فقط وقتی  خیالشون یه کمی راحت می شه

 

با هم دشمن می شن.

 

منظورم زندگی روزمرست:کار   خیابانها   و حتی طرز رانندگی و هزاران مورد دیگه....

 

وقتی دوست و اشنا زنده هستند کوچکترین قدمی براشون بر نمی داریم وقتی

 

می میرن براشون دسته گلهای گرون قیمت می فرستیم.

 

به کسی توهین نشه منظورم(من نوعی است).

 

من فکر می کنم نباید خودمون پشت تمدن چند هزار سالمون قایم کنیم.

 

نباید پشت ادم های بزرگ تاریخمون شعرا نویسندگان و......قایم بشیم

 

اخه زندگی امروز ما چه ربطی به اون بزرگان داره .ما اون شکلی نیستیم .

 

تا روزی که ادا دربیاریم همین خواهیم موند .فکر کنم تو طول تاریخ خیلی

 

از ادا دراوردن ضربه خوردیم .

 

ادای روشنفکری ادای مذهبی بودن که توی همین تاریخ معاصر .....

 

همه همدیگر رو با ظاهر قضاوت می کنن. نمیدونم انگار خیلی چیزها

 

جای خودش نیست .

 

 ادما وقتی با هم فرق دارن قشنگن ادم تو جامعه هم شکل دلش می گیره .

 

اینا یه کمی از حرفای دلمه منو بخاطر به هم ریختگیش ببخشید قصد

 

توهین به هیچکسی روندارم اما این یه حقیقته .....

 

منتظر نظرات شما عزیزان هستم.

نوشته شده در جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 11 توسط نسیم|

بنام ایزد پاک

 

درسال 1384 بود که گروه اينترنتی" خليج فارس روی خط" Persian Gulf on

 

line به منظور جلب توجه

 

جهانی به اهميت خليج فارس و اهميت تثبيت نام تاريخی اين دريا

 

 که تضمين کننده هويت تاريخی

منطقه است پيشنهاد تعيين روزی روز تقويم ملی ايران به عنوان

 

 "روز خليج فارس" را به دولت ايران داد

و بنا بر خواست دولت مجلس شورای اسلامی ايران روز 10 ارديبهشت را

 

به عنوان روز خليج فارس تصويب و تاييد کرد.

 

خانوده بشر، از آغاز تاريخ‌نويسي و جغرافيا نگاری علمی تاکنون،

 

دريای جداكننده فلات ايران از شبه جزيره عرب را به نامی جز "درياي فارس"

 

 يا "خليج‌فارس" نشناخته است،

 

 جز امروز که برخی محافل

 

دلبسته به ناسيوناليزم افراطی عربی، به دلايل خاص خود

 

 در تلاش تغيير اين نام افتاده و ضرورت مقابله با

 

 اين تلاش را نزد همه صاحبان انديشه و دانش، به ويژه تاريخ دانان و

 

 جغرافيا نويسان تحريک کرده اند. 

 

با توجه به آثار بسيار اندکی که از ايران باستان برجای مانده است،

 

 از جمله کتيبه "حجر الرشيد" که از

 

داريوش بزرگ هخامنشی در محل زقازيق نزديک کانالی که ميان

 

رود نيل و دريای سرخ در مصر حفر شد،

 

 ايرانيان باستان از عصر هخامنشی اين بدنه پراهميت آبی را

 

"دريای پارس" می خواندند.

 

داريوش شاه هخامنشی در اين کتيبه اشاره دارد:

 

 درايا تيا هچا پارسا آيتی = draayaa tyaa hachaa paarsaa aayiti يعنی

 

دريايی که از پارس به اينجا می آيد.

 

 همين جمله از داريوش شاه اشاره به اين فرض

 

 دارد که برخلاف ديدگاه يونانيان باستان که آبهای داخلی جهان را

 

چهار گانه دانسته و يکی از آن ها را

 

"خليج فارس = Sinus Persicus" می خواندند، ايرانيان باستان

 

آب های داخلی کره خاکی را دو گانه فرض می کردند: "دريای پارس" و

 

"دريای غرب" که بعدها دريای متوسط

 

و دريای روم و سرانجام مديترانه نام گرفت.

 

اگرچه در دهه 1930 سر چارلز بلگريو Sir Charles Belgrave ،

 

 نماينده سياسی دولت بريتانيا در خليج

 

فارس، پس از تبديل طوايف جنوب خليج فارس به امارات عربی و

 

تکميل برنامه ايران زدائی جنوب خليج

 

فارس که از تاريخ ورود استعمار بريتانيا به منطقه در سال 1820

 

شروع شده بود، پرونده ای را برای دگرگون

 کردن نام اين دريا به "خليج عربی" تهيه کرد که مورد توجه دولت بريتانيا

 

قرار نگرفت، و در سال 1956 به

 

عنوان مشاور حاکم بحرين شيخ سلمان الخليفه را وادار کرد که از

 

نام عربی به جای خليج فارس استفاده

 

 کند، در حقيقت پيروزی کودتاهای 1958 و 1968بعثی در عراق

 

سرآغاز

اقدامات جدی بوده است برای

 

تغيير اين نام جغرافيائی که جنبه ای کاملا نژاد پرستانه داشته

 

است.

و بعث عراق در توضيحات خود جای

 

 ترديدی بر جای نگذارده است که هدف اصلی از تغيير نام های

 

 جغرافيائی و ادعاهای سرزمينی عليه

 

 ايران در منطقه خليج فارس ابراز انزجار ايدئولوژيک نسبت به ايران

 

بوده است.


برخلاف تلاش های گسترده مالی و تبليغاتی رژيم بعثی پيشين

 

عراق و برخی از شيوخ عربی جنوب

 

 خليج فارس در تبليغ منطقه ای و بين المللی اين تغيير نام که

 

نخستين و آخرين نمونه از تغيير اسامی

 

جغرافيائی به دلايل سياسی است، اين اقدام خلاف مغررات و

 

اصول علمی نتوانسته است مقبوليت

 

ضروری را درميان ملل جهان کسب کند. نه تنها ‘گروه متخصصان سازمان

 

ملل متحد برای يکسان سازی

 

اسامی جغرافيائیUNGOGN  پيوسته فارسی بودن نام خليج فارس

 

 را تاييد می کند، بلکه دبيرخانه سازمان ملل متحد

 در چند بيانيه (دستور العمل)  رسمی در سالهای

مختلف نام خليج فارس را مورد

تاکيد قرار داده است.

من هم پیشاپیش این روز بزرگ رابه همه ایرانیان عزیز تبریک وتهنیت میگویم.

پاینده باشید  

نوشته شده در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 15 توسط نسیم|

با درود

انسانها اشرف مخلوقاتند .اما یعنی چه؟؟؟؟

 

یعنی سرور همه مخلوقاتند وچگونگی زندگی بقیه موجودات دست انسان

 

است؟؟؟؟؟

 

بیاید هر انچه که از خالق شریف خودمان انتظار داریم  همان بشویم

 

برای دگر موجودات

 

ضعفهای انان را با قوتهای خودمان پوشش دهیم

 

 (گرچه موجودات دیگر بی قابلیتتر ازانسان نیستند) .

 

مانند:اهورای توانا مهربان وبخشنده مانند پدر ومادر حمایتشان کنیم .

 

به قول مسیح :مانند خدا باش که باران رحمتش رابر سر بد وخوب میباراند .

 

با اگاهی رسانی به مردم و فرهنگ سازی از حیوانات خانگی مان (همه حیوانات )

 

دفاع کنیم.

 

باسپاس از دوستان عزیزی که به وب من سر میزنند .

 

منتظر نظرهای خوب شما هستم .

نوشته شده در شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 11 توسط نسیم|


آخرين مطالب
» هدیه روز مادر و روز زن
» درود بر دهه شصتی ها
» دامبول و افشین.باربد و بابک
» حرف های نگفتنی.....
» روز ملی خلیج همیشه فارس
» انسان اشرف مخلوقات!!!!!!!!!!!!(به یاد جولی عزیزم)
Design By : Pars Skin